در تمام دههی ۳۰ و حتا پس از اون در زمان جنگ جهانی دوم، ماشین کشتار استالین با شدت بیرحمانهای علیه جامعه کار میکرد. وقتی استالین سیاست اشتراکیسازی زمینهای کشاورزی رو در پیش گرفت، اعلام کرد که در حال «بنا کردن سوسیالیسمه» و تمام اینها در حقیقت، مقدمه و بهونهای بود برای پاکسازی کامل تمام گروهها، جریانها و حتا فراتر ملتهایی که استالین حس میکرد با کمونیسم کنار نمیان.
استالین و دستگاه امنیتیش، این مخالفان رو با نام «دشمنان ملت» در چند دسته جای داد و شروع کرد به نابودسازی فردی و جمعی، بسیاری از اونها نه تنها عضو حزب کمونیست نبودند، بلکه اغلب هیچ فعالیت سیاسی مشخصی هم نداشتند. کشاورزان یا به تفسیر کمونیستها کولاکها، متهمان ردیف نخست و نخستین کسانی که بودند که باید قربانی نابودسازی جمعی استالین میشدند. کولاک به طبقهای از دهقانانی میگفتند که مرفهتر از دیگر کشاورزان بودند.
اینها یا صاحب زمین بودند و یا کارگرانی براشون کار میکردند. این طبقه، به دلیل اینکه شالودهی سرمایهداری روسیه ساخته بود، طبیعتن مورد نفرت کمونیستا قرار داشت و هم لنین و بعدش، استالین اونها رو به عنوان «دشمن طبقاتی سوسیالیسم» دستهبندی کردند و وقتی استالین تصمیم به پاکسازی بزرگ خودش گرفت، کار رو از طبقهی کولاکها آغاز کرد. سیاست اشتراکی کردن زمینهای کشاورزی اعلام جنگ رسمی علیه این طبقه بود.
البته استالین همزمان با نابود کردن کولاکها، اساسن تعریف این واژه رو هم گستروند و بعد از اینکه دیگه هیچ دهقان مرفه شناختهشدهای از طبقهی قدیمی کولاک باقی نموند. جنگ استالین پایان نیافت. در تعریف استالین، همین که کشاورزی نه زمین، بلکه دارایی اندکی بیشتر از بقیه داشت، کولاک شناخته میشد و باید از بین میرفت. در عصر لنین واژهی «کولاک» تبدیل به برچسب سیاسی علیه کسانی شد که با کودتای کمونیستها و سرنگونی نظام پادشاهی مخالف بودند، و استالین این اتهام سیاسی رو توسعه داد و برای هر کسی که در برابر سیاست جمعسپاری و اشتراکی شدن زمین مقاومت میکرد.
اطلاق واژهی کولاک برای نابود کردن خانوادهها، تا حدی گسترش یافت که مقامهای محلی اون رو ابزاری برای رسیدن به انگیزههای شخصیشون و تصاحب داراییها فرد یافتند و بسیاری از افراد منطقهی تحت نفوذشون رو با نامیدن کولاک نابود کردند.
در کنار کولاکها، دیگر گروههای هدف استالین رو میشه اینگونه دستهبندی کرد:
- روشنفکران و نویسندگان، ادیشمندان و هنرمندان
- مهندسان و متخصصان
- ملیتهای مختلف مانند لهستانیها و اوکراینیها
- دینداران و رهبران مذهبی از جمله کشیشان و راهبان
- تجار و سرمایهداران سابق
- و دستهی آخر که از همه جالبتره، دربرگیرندهی «افراد عادی و قربانیان تصادفی» میشه که بسیاریشون، هیچ فعالیت سیاسی یا مخالفتی نداشتند و قربانی جو وحشت یا گزارشهای دروغین شدند.
…
اونچه خوندید، بخشی از اپیزود ۷۰ مدبویز با نام «تئوری کشتار» به قلم ساسان آقایی و اجرای مجتبی حصامیست که اون رو میتونید از کستباکس، وبسیابت مدبویز، ديگر پادگیرها و کانال تلگرام مدبویز بشنوید.










