پست 14

آیا می‌دانید؟ پـادشـــاه چگونه بازگشته است؟

پیش از ورود به متن اصلی، بیایید نگاهی داشته باشیم به یکی از پیش‌بینی‌های شگفت‌انگیز این اپیزود. این بخش، به قلم ساسان آقایی و با اجرای مجتبی حصامی، بخشی از روایتی است که به شکل عجیبی، یک سال پیش، بازگشت پادشاهی به نپال را پیش‌بینی کرده بود.

به اشتراک بگذارید:

پست 14 - 1

پادشاه بازگشته است و مردم نپال بسیار خوشحالند اما او چرا رفته بود؟ این بازمی‌گرده به تاریخچه‌ی پادشاهی ۲۴۰ ساله‌ی نپال. بیایم از پدر نپال مدرن با نام ماهندرای شاه آغاز کنیم. ماهندرای شاه بسیار محبوب بود و وقتی درگذشت، پسرش ِبیرِنْدرای سوگند پادشاهی یاد کرد.

پست 14 - 2

بیرندرای شاه هم تصمیم گرفت که مسیر توسعه‌ی پدرش رو ادامه بده و به عنوان یه هدیه، تو روز تاج‌گذاریش، آموزش ابتدایی رو برای تمامی نپالی‌ها رایگان کرد. شاه جدید در کنار سیاست توسعه‌گرایانه متوجه این نکته هم بود که پس از دو دهه‌ی پرشتاب از توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی، نپال نیاز به تغییر سیاسی هم داره. ِبیرندرای در دهه‌ی هفتاد با نشانه‌هایی از یه جنبش سیاسی و اعتراضی روبه‌رو شد که خواستار تشکیل احزاب و تقسیم قدرت بود. پادشاه، سیاست لیبرال‌تری رو در پیش گرفت، محدودیت‌ها برای گروه‌ها و سازمان‌های سیاسی کاهش یافت و دانشجویان نپالی، جنبش‌هایی برای تغییر قانون اساسی رو تشکیل دادند. در پی این فعالیت‌ها، بیرندرای فرمان رفراندوم برای بقای سیستم بدون حزب یا ایجاد یه سیستم چند حزبی رو صادر کرد. کنایه‌آمیز این‌که مردم نپال با رای ۵۵ درصدی به سیستم تک‌حزبی، در عمل تغییر رو رد کردند و میراث ماهیندرای شاه رو زنده نگه داشتند. مردم احتمالن درک کرده بودند که جنبش تغییر قانون اساسی که تو دانشگاه‌ها، جوان‌ها و بین روشنفکران اقبال پیدا کرده، یه حامی جدی داره به نام چین!
و خطر کمونیسم بیش‌تر از هر زمانی بهشون نزدیکه. با وجودی که هم ماهیندرای و هم پسرش، موازنه‌ی مثبت رو بین چین و هند در پیش گرفته بودند و تلاش داشتند با هر دو همسایه‌اش، روابط مستحکمی بسازند، چین که حرکتش رو برای توسعه‌ی اقتصادی آغاز کرده بود، نمی‌تونست نسبت به نپال بی‌تفاوت باشه. برای درک اهمیت نپال برای چین، کافیه به یاد بیارید که مائو به شکل غیرقانونی، تبت که همسایه‌ی دیوار به دیوار نپال میشه رو اشغال و ضمیمه‌ی خاک چین کرد.

پست 14 - 3

تبت درست، اون ور رشته‌ی کوه هیمیالیاست و قله‌ی اورست دقیقن بین نپال و تبت تقسیم شده. چین در طول تاریخش، همیشه برای استقلال نپال یه خطر جدی به شمار می‌رفت و از دلیل‌های مهم سیاست انزواگرایی شاهان نپال همین خطر بود. پس از جنگ‌جهانی دوم، مائو که با اشغال تبت بیخ گوش نپال نشسته بود، روی تاسیس یه جنبش مائوییستی تو نپال سرمایه‌گذاری کرد چون می‌تونست اسب تراوای چین در نپال بشه. اسب تراوا یه بار تو دهه‌ی ۵۰، نپال رو به هرج و مرج و بی‌ثباتی کشوند اما کمونیست‌ها دست‌بردار نبودند. با آغاز دهه‌ی ۹۰ نپال دوباره درگیر رشته اعتصاب‌هایی برای تغییر قانون و آزادی فعالیت‌های سیاسی شد.

پست 14 - 4

این بار هم بیرندرای شاه که از ابتدای نشستنش بر تخت شاهی، به دنبال افزایش آزادی‌های سیاسی بود، خیلی زود تمایل خودش رو نشون داد و پادشاهی مطلقه تو ۱۹۹۰ تبدیل به سلطنت مشروطه شد، یه قانون اساسی جدید نوشتند و مجلس و دولت، قدرت اجرایی رو به دست گرفتند. برای نپال همه چی داشت خوب پیش می‌رفت اما چپ‌ها، کمونیستا و مائوییست‌ها به این هم راضی نشدند و از ۱۹۹۶ یه جنگ مسلحانه‌ی خون‌بار رو علیه پادشاهی نپال به راه انداختند.
در این مرحله، چین رسمن از تروریست‌ها پشتیبانی می‌کرد، بهشون اسلحه می‌داد، رهبران‌شون به پکن می‌رفتند و روابط گرمی با تروریست_مائوییست‌های نپال داشت. به جز چین، اونا از پشتیبانی گرم سوسیالیستای هندی، مائوییست‌های بوتانی و کمونیست‌های سریلانکایی و کامبوجی هم برخوردار بودند. روش‌هاشون بسیار خون‌بار بود و در استفاده از کودکان به جای سرباز، هیچ ابایی نداشتند؛ ۱۳هزار نفر از ارتش تروریست‌های مائوییست نپال، زیر ۱۸ سال بودند. با وجود تمام اینا مائوییستا تا ۲۰۰۱ موفقیت زیادی به دست نیاوردن تا اتفاقی که جزو عجیب‌ترین روی‌دادهای تاریخ نپاله، رخ داد.
بیرندرای شاه، ولیعهد محبوبی داشت به نام دیپندرای. شب یکم ژوئن ۲۰۰۱، خاندان سلطنتی نپال دور میز شام گردهم اومده بودند که حوالی ۹شب، ولیعهد دیپندرا وارد شد و با شلیک گلوله به زندگی شاه، ملکه و ۷ تن دیگر از اعضای خاندان سلطنتی پایان داد، بعدش هم به خودش شلیک کرد و به کما رفت.

پست 14 - 5

پس از مرگ رسمی ولیعهد، این مقام رسید به آخرین بازمانده‌ی دودمان سلطنتی، یعنی عموش! پادشاه جدید، آماده‌ی چنین چیزی نبود، به دلیل‌هایی هم که به دهه‌ی ۵۰ میلادی برمی‌گشت، محبوبیتی نداشت و به سرعت اشتباه‌هایی مرتکب شد که بر آتش تنور مائوییست‌ها افزود. در نهایت، در سال ۲۰۰۸ پس از ۲۴۰سال حکومت فرزندان پرتوی نرایان شاه تو نپال پایان یافت.

پست 14 - 6

اکنون جانشین پادشاهی نپال، یه جمهوری فدرالی و به شدت بی‌ثباته که چپ‌ها توش دست بالا رو دارند و البته کمک‌های چین در طول دوران جنگ‌شون رو از یاد نبردند؛ چین پس از قرن‌ها انتظار، وقت سوار شدن بر نپال رو پیدا کرد. کسی که اکنون در میان استقبال گسترده نپالی‌ها به کشورش برگشت، همین پادشاه گیانندرای هست که در ۲۰۰۸، برکنار شده بود.

پست 14 - 7

اون‌چه خوندید، بخشی از اپیزود 63 مدبویز با نام «دام سرخ» به قلم ساسان آقایی و اجرای مجتبی حصامی بود به شکل عجیبی، یک سال پیش، بازگشت پادشاهی به نپال رو پیش‌بینی کرده بود. این اپیزود رو می‌تونید از کست‌باکس و دیگر پادگیرها بشنوید.

شماره ۶۳ | دام سرخ

پادکست های مرتبط